باد مارا باخود خواهد برد Tue 20 Feb 2007 14:54
در شب کوچک من، افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ویرانی است
گوش کن...
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن...
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و براین بام که هر لحظه در او بیم فروریختن است
ابرها،
همچون انبوه عزاداران
لحظه باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس ازآن، هیچ
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگران من و توست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
باد مارا با خود خواهد برد
باد مارا با خود خواهد برد
فروغ فرخزاد

لینک ثابت
